اهداف
سلطنت طلبان
از همایش پاریس.
هادی صوفی
زاده
در
مدرسه معلم
کلاس, کلمات
مترادف,
متشابه و
متضاد و موارد
دستوری رابه
ما یاد می داد.
کلمات متضاد, مثلا
متضاد شب \ روز,
سیاه \
سفید , سرد \
گرم , تلخ \ شیرین
, مرگ \ زندگی و ...... با
مطالعه متون سیاسی
به واژه های
متضاد در ادبیات
سیاسی توجه می
کردم تا نکاتی
را که از معلم یاد
گرفته بودم در
ادبیات سیاسی
پیدا کنم.
کلماتی که با
آن روبرو می
شدم مثل
مشروطه که متضاد
آن می شود
مطلقه , مترقی \
متحجر ,
دمکراسی \ دیکتاتوری
, جمهوری \
پادشاهی و از
این قبیل .......
به
لحاظ عملی نیز
سمت گیریهای سیاسی
بر اساس تضاد
شکل می گیرد.
مثلا در کشور
نروژ چپها در
مقابل راستها
ائتلاف کرده
اند و یا
راستها در
برابر چپها. در
اکثر انتخابات
نروژ و بسیاری
از کشورهای
اروپایی روال
کار اینگونه
بوده است.
با این یادآوریهای
ناچیز خواستم
به تفاوت فکری
و عملی
دو نیروی
جمهوری خواه و
سلطنت خواه
بپردازم. یک
جمهوری خواه می
خواهد که نظام
آینده با
اراده مردم
انتخاب شود.
اما سلطنت طلب
می خواهد به
تاج و تخت
گذشته اش
برگردد و برای
حفظ آن می
کوشد. یک
جمهوری خواه
همه شهروندان
را مثل هم صدا
می زنند , مثلا
رضا پهلوی را
مثل همگان صدا
می کنند, اما یک
سلطنت خواه رضا
پهلوی را
شاهزاده رضا
پهلوی و یا
رضا شاه دوم
خطاب می کند!. این
بینش در همه
عرصه خود را
نشان می دهد, مثلا زنده یاد
سعید سلطان
پور شعر" من این
گل را می
شناسم" می سراید
اما یک سلطنت
خواه آن را
تخریب
و
شعر من این
کلاغ را می
شناسم
رامی سراید.
آنچه مایه
تاسف بود برخی
از طرفداران
جمهوری , این
همه تفاوت و
تضاد را جلو
خود ندیده و
حاقظه تاریخیشان
اقتضا نکرده , برای
نجات ایران
دست به دامان
سلطنت خواهان
شده اند. ایرانی
که توسط سلطنت
طلبان گرفتار
آمد.
در
مطلب قبلی به
ضعف دیپلماسی
احزاب کرد و زیر
پا نهادن پرسینپها
در همایش پاریس
پرداختم و در
این جا
بنا به فضاحت
بیش از حد همایش
پاریس و درج
مطالب بیش از
حد, به
اهداف
طرفداران رضا
پهلوی
از این همایش
در این مطلب
سعی بر این
است که به ضعف
برخی از کسانی
در ایده جمهوری
خواهی زیسته
اما فریب ترفند
سلطنت
طلبهارا
خورده و مورد
استفاده
ابزاری سلطنت
طلبان قرار
گرفته اند,
پرداخته شود.
بنا به
ماهیت شناخته
شده همایش بود
که سازمان
اکثریت حضور
خود را در آن
همایش تکذیب و
آن را مغایر
با ایده جمهوری
خواهی خود
دانست.
نزدیک به سه
دهه است که
بازماندگان
خانواده پهلوی
با همان ژست
شاهانه خود به
حیات روزمره
ادامه می دند. واقعیت
این است که
زندگی شاهانه
با پول سوسیال
و حقوق ماهیانه
اداره نمی
شود. برای پیدا
کردن هزینه
گذاف زندگی
شاهانه مردم ایران
بهترین
بهانه
برای داد و
ستد است. در باب
روش زندگی
آنان
به مطالعه
کتابهایی در
باره خاندان
پهلوی مبادرت
نموده و از میان
آنها کتاب
احمد رضا مسعود
انصاری ارزش
فراوانی دارد.
چون خارج از
روابط فامیلی,
دوست دوران
کودکی تا اوایل
دهه نود میلادی
رضا پهلوی
بوده است.
مسعود انصاری
با مدارک موثق
و انکار ناپذیر
به ماهیت رضا
پهلوی
پرداخته و
مقدار پولهایی
را که از
کشورهای
پادشاهی و غیره
تحت عنوان
نجات ایران
گرفته,
نشان داده
است. لازم به
گفتن است حسین
فردوست هم
دوست دوران
کودکی و پیری
محمد رضا پهلوی
بود که تنها
کسی بوده که
توانست راز
خانواده پهلوی
را برملا کند.
دریافت
مبالغ هنگفت
از کشورهای
دوستشان طی
چند دهه اخیر
به بهانه تغییر
رژیم فعلی به
دست آنها و تو
خالی بودن این
القاعات, دست
آنها را پیش
دوستان قدیم
دوست رو کرده
و آنها را
ناچار به تغییر
فرم کرده است
چرا که
آنها بیش از
این نمی
توانستند با
روش معمول از
کشورهای دیگرکسب
کمک مادی
کنند. بنا بر این
همراه کردن
بعضی جریانات
کمک بزرگی به
ادامه دریافت
پول از آنان می
باشد.
وقایع
عراق و مشارکت
همه طیفهای سیاسی
در امور اداری
عراق
کا نون توجه
کشورهای عربی مثل
اردن , عربستان
سعودی
و امارات و دیگر
کشورهاست. این
اوضاع به رضا
پهلوی یاد
داده که بیشتر
از این نمی
تواند پول از
کشورهای
مزبور تحت
عنوان آزادی ایران
بدست آورد,
بنا براین
همراه کردن طیف
های دیگربا
خود و
تشکیل همچون
همایشی و سند
سازی در باره
آن توجیه بیشتری
برای کسب کمک
های مادی می
باشد. همایش
پاریس در همین
راستا بود.
حقیقت امر این
است که آنها
در حدی نیستند
که به فکر
مردم ایران
باشند. آنان
تفننی به سیاست
می پردازند.
چهره
واقعی رضا
پهلوی را می
توان در گزارش
نشریه نیویورکر
دید, که متن
کامل آن در لینک
پایین آمده
است. نيويورکر
می نويسد::
رضا پهلوى در
سفر اخير خود
به اروپا و
خاورميانه با
امير قطر،
امير بحرين،
پادشاه مراکش
و خاندان آل
سعود ملاقات و
مذاکره کرد و
رهبران اين
کشورها کمک های
مالی
دراختيار وی
قرار دادند
نيويورکر
ادامه می دهد:
احمد
اويسی برادر
ژنرال اويسی (
ارتشبد اويسی
پس از انقلاب
در پاريس ترور
شد) از
جمله مشاوران
سياسی رضا
پهلوى است.
درکنار وی
پرويز ثابتى
(مقام امنيتی
ساواک در
دوران شاه و
رئيس ساواک
تهران) نيز رضا
پهلوی را ياری
می کند. باقر
پرهام (جامعه
شناس ايرانی)
نيز از
روشنفکران
شناخته شده
ايران است که
اکنون برجسته
ترين روشنفکر
حامی رضا پهلوی
است.
اما، پيش
از همه آنها،
نقش "شهريار
آهى" بعنوان
مشاور ارشد
رضا پهلوی
برجسته است.
او تا پيش از
انقلاب ايران
رابط شاه و
کاخ سفيد بود
و هم اکنون
استراتژيست
رضا پهلوی و
نويسنده
سخنرانی ها و
هدايت کننده
مصاحبه های
اوست.(شهريار
آهی هم در
کنفرانس پراگ
و ديدار با
بوش در کنار
رضا پهلوی بود
و هم در
کنفرانس اخير
پاريس که به
ابتکار سلطنت
طلب ها تشکيل
شده بود نقش
رهبری کننده
آن را برعهده
داشت و ملاقات
های اساسی با
وی صورت گرفت.(
نقل از نیویورکر)
آقای باقر
پرهام طی مطلبی
که در سایت ایران
امروز آمده,
ارتباط خود را
با همچون
معاملات و
مقاولاتی رد
نموده است.
حمید حمیدی یکی
از شرکت
کنندگان همایش
طی گفتاری که
لینک آن هم در
پایین آمده
است به مواردی
اشاره می کند
که به نوعی
تحمیل اراده
سلطنت طلبان
بر روح همایش
بوده است. ایشان
می نویسد : در
مورد دیگری
تقاضای ایمان
فروتن جهت
سکوت و احترام
برای "رضا شاه
کبیر" با
مخالفت اصولی
آقای
باقرزاده
مواجه گردید و
ایشان اعلام
نمودند که این
جمع در خصوص
تصمیم برای آینده
ایران تشکیل
شده است.
ایشان
ادامه می دهد
که خانم ویکتوریا
آزاد خواستار
خواندن پیام
رضا شاه دوم
شده است. خانم
ویکتوریا
آزاد هم در
سخنان به شدت
احساسی خود از
حمایت
"شاهزاده رضا
پهلوی" و
احزاب و گروهای
قومی یاد
کردند، که در
طول همایش هیچ
اطلاعیه و یا
پیامی از سوی
آقای رضا پهلوی
برای همایش
ارسال نگردیده
بود. این مطلب
از سوی ریاست
جلسه نه تکذیب
و نه تایید
گردید.
محمد جلالی چیمه
(م ـ سحر ) در
مطلبی که عین
مطلب ایشان در
لینک موجود
است, تحت
عنوان نشست
پاریس و سخنی
که فرصت نیافت
می گوید:
ما موظف نیستیم
که بنا بر هیچ
مصلحتی ، حتی
برای
جلوانداختن
سقوط حکومت
استبداد دینی
و پایان دادن
به این مرارت و خفّت
ِ ملی که
همانا نظام
حاکم بر ایران
است ، بر
افکار نادرست
و اصول ِ
برساخته و تقلبی
تکیه کنیم و
بر سر حقایق
اثبات پذیر
تاریخی و
فرهنگی با
کسانی به داد
و ستد سیاسی
بپردازیم که
بنا بر گرفتاری
های ایدئولوژیک
یا افکار
پاتولوژیک
خود دلی با ایران
و سعادت همهء
مردم این سرزمین
ندارند. بلکه
خود را نمایندهء
قومی بخشی از
این مردم می
شمارند و مدعی
اند که سخنگویی
کسانی را
برعهده دارند
که نسبت به دیکران
تافتهء
جدابافته اند
و سعادتِ بخشی
از هموطنان ما
را در تعارض
با سعادت و
خوشبختی و منافع
بخش یا بخش های
دیگر از این
ملت می دانند.
در
نهایت باید
گفت که بسیار
ساده لوحانه
خواهد بود که یک
جمهوری خواه ,
با یک سلطنت
خواه کار
مشترک کنند و
همچون حرکتی
خود فریبی
است. از قدیم
گفتند باز با
باز, کبوتر با
کبوتر.
http://www.asre-nou.net/1386/tir/2/m-sahar.html
http://www.asre-nou.net/1386/tir/6/m-h-hamidi.html
http://www.peiknet.com/1386/09tir/05/page/35pahlavi.htm
http://www.iranglobal.info/emtyseite3.php?news-id=2771&nid=haupt
http://www.iranglobal.info/emtyseite3.php?news-id=2752&nid=haupt
http://www.iranglobal.info/emtyseite3.php?news-id=2751&nid=haupt
http://www.iranglobal.info/emtyseite3.php?news-id=2736&nid=haupt
http://www.iranglobal.info/emtyseite3.php?news-id=2724&nid=haupt